وب سایت شخصی حجت جمالخواه

شرکت نرم افزاری دریاسیستم

ادامه مطلب...


« تولد

روز تولد هم مثل همه روزای دیگه زندگیه. ولی نمیدونم چرا همیشه فکر می‌کنم روز تولد باید یه روز خاص و متفاوت باشه. امروز، ۲۵ فروردین، روز تولد من بود. ولی اگه صبح سعید طی یک تماس تلفنی تبریک نگفته بود به کلی یادم رفته بود!

البته اینم بگم، دیروز خیلیا پیشاپیش تبریک گفتن. ولی امروز که بیدار شدم کامل یادم رفته بود! مثلاً امیر که اقدام به صدور اطلاعیه کرد، یا صادق که چتاً تبریک گفت، اما تبریک با اعمال شاقه همراه با واژه‌های مناسب و درخور شأن طرفین! چندتا از دوستان اس ام اس و زنگ زدن و پیشاپیش تبریک گفتن. یکی از دوستان هم لطف کرد و چندتا کتاب باارزش بهم هدیه داد که هم خیلی خوشحال شدم و هم غافلگیر. به نظرم یکی از بهترین هدیه ها کتابه. علی‌الخصوص این کتابایی که من هدیه گرفتم ;)

یه کسایی هم هستن که سالهای قبل تبریک می‌گفتن یا هدیه می‌دادند، ولی امسال به دلایل مختلف حتی تبریک هم نگفتن. حالا یا مثل خود بنده حافظه تاریخی ضعیفی دارن یا اینکه اینقدر مشغله و گرفتاری دارن که دیگه حال و حوصله این کارا رو ندارن. یا دلایل دیگه. به هر حال می‌خوام بگم که به یاد همشون هستم و همشونو از ته دل دوست دارم. به قول نیمایوشیج گرم یادآوری یا نه، من از یادت نمی‌کاهم.

امروز عصر هم یه تعداد دوستان تبریک گفتن که ازشون تشکر می کنم. البته تبریک که چه عرض کنم… خودتون ببینید:

۱- تبریک از طرف صادق

۲- تولدت مبارک از طرف وصال

راستی یه سوال! به نظرتون در جواب تولدت مبارک چی باید گفت؟! مثلاً من می گفتم ممنون، لطف دارید شما، مرسی عزیزم، و خیلی جاها که دیگه می‌خواستم سنگ تموم بذارم، به یاد تبریکات عید نوروز می‌افتادم و می‌گفتم مرسی تولد تو هم مبارک ;)

یه سوال دیگه! به نظرتون فلسفه تبریک به مناسبت تولد چیه؟ چرا همه به آدم تبریک می‌گن؟ (البته تو پرانتز بگم که این فقط یه بحثه و قصد جسارت به دوستان عزیزی که تبریک گفتن ندارما. واقعاً از همشون ممنونم.) اینو قبول دارم که تبریک باعث می‌شه بیشتر به یاد همدیگه باشیم و بهانه‌ای میشه برا دوستی و صمیمیت بیشتر، شکیم درش نیست. ولی اگه این مورد رو کنار بذاریم و دنبال دلایل دیگه بگردیم، اصلاً شاید به این نتیجه برسیم که جای تسلیت گفتن داشته باشه (نه اینکه همتون آخر همین پست تسلیت بگینا!) مگه تولد نشونه این نیست که آدم یه سال پیرتر میشه و یه قدم به مرگ نزدیکتر؟ اینکه آدم ۲۷ سال از زندگیش بگذره و احساس کنه کار مثبتی انجام نداده و همچنان دستش خالیه جای تسلیت داره. صائب تبریزی فلسفه تبریک رو اینجوری بیان می‌کنه:

بس که بد می‌گذرد زندگی اهل جهان مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند!

یعنی خوشحالیم که داریم زندگی می‌کنیم؟ آره خوشحالی داره، ولی فقط در یه حالت و اونم اینکه بتونیم مفید واقع بشیم و خدمتی بکنیم. به یاد یه شعر از فریدون مشیری افتادم که فقط چندتا بیتشو که حضور ذهن دارم براتون می‌ذارم:

نمیخواهم بمیرم با که باید گفت؟

کجا باید صدا سر داد؟
در زیر کدامین آسمان
روی کدامین کوه؟
که در ذرات هستی ره برد طوفان این اندوه
که از افلاک عالم بگذرد پژواک این فریاد

اگر دون و اگر والا
من این دنیای فانی را
هزاران بار از آن دنیای باقی دوست تر دارم

جهان بیمار و رنجور است
دو روزی را که بر بالین این بیمار باید زیست
اگر دردی ز جانش بر ندارم ناجوانمردی‌ست

نمی خواهم بمیرم تا محبت را به انسانها بیاموزم

و آخرشم اینجوری تموم میشه:

نمی‌خواهم بمیرم

ای خدا

ای آسمان

ای شب!

نمی‌خواهم

نمی‌خواهم

نمی‌خواهم

مگر زور است؟

به نظر من تولد یه زنگ خطریه که آدم رو به یاد مرگ میندازه. خداکنه آدم بتونه در خدمت خلق و طاعت مخلوق باشه… فکر کنم دیگه باید از منبر بیام پایین :D

در پایان از همه دوستانی که قدم رنجه فرمودند، تشریف آورده و تبریک گفتند (مخصوصاً کسانی که هدیه هم دادند!) و همچنین کسانی که از راه دور تبریک گفتند، و نیز کسانی که به یاد بنده حقیر بودند ولی بنا به دلایل فوق‌الذکر تبریک نگفتند و نیز کسانی که نه به یادم بودند و نه تبریک گفتند، تشکر و قدردانی کرده و دعوت می‌شود در مراسمی که به مناسبت شب هفت آن عزیز (یعنی بنده!) تشکیل می‌شود حضور بهم رسانند. ضمناً مجلس زنانه نیز در همان مکان منعقد می‌گردد :D امید است که با حضور خود موجبات تسلی خاطر دوستان، آشنایان و نزدیکان و نیز آرامش و آمرزش آن عزیز از دست نرفته را فراهم آورید ;) (شوخی کردم، یه وقت خراب نشین رو سرم!)

Saman Software

۱۴ دیدگاه برای “تولد”

  • ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۲:۵۸ ب.ظ
    وصال نوشته است

    هرچند گفتی نگو! ولی یه جوری نوشتی که آدم می خواد بگه عزیزم تولدت رو تسلیت می گم!

  • ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۳:۱۰ ب.ظ
    م.صادق نوشته است

    اَه……….
    چقدر روده درازی می کنی، سرم رفت
    در ضمن یه چند تا شعر می ذاشتی، چند تا شاعر رو از قلم انداختی ها!!!!!!! ناراحت می شن ها!!!!!!!!!!۱
    ایضاً، نیاز به تسلیت نیست چون من قبلاً گفتم

  • ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۳:۱۸ ب.ظ
    حجت نوشته است

    آخه مگه آدم چند بار در سال به دنیا میاد؟ یه باره اون یه بارم دوست داره روده درازی کنه :D

  • ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۸:۲۸ ب.ظ
    میثم نوشته است

    به به، انگار امروز تولد بعضیاس ;)
    تولدت مبارک :)
    من از مدتی پیش تو ذهنم بود (البته به همت فیس بوک) اما منتظر بودم که دقیقا در روز تولدت تبریک بگم
    عرض هَپی برث دِی دارم یا به قول این غربتیا “گراتیس” :)

  • ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۸:۴۳ ب.ظ
    حجت نوشته است

    ممنون داش میثم
    عرض تنکیو دارم یا به قول عربا شکراً ;)

  • ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۹:۵۵ ب.ظ
    حسین نوشته است

    سلام
    زندگی تر شدن پی در پی،
    زندگی آب تنی کردن در حوضچة «اکنون» است.
    رخت ها را بکنیم:
    آب در یک قدمی است.

  • ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۱۸ ب.ظ
    یه مهندس نوشته است

    آقا من شما رو نمیشناسم. دیدم تولدتونه، گفتم بهتون تبریک بگم. یه سؤال هم دارم: چه مزه ای میده؟

  • ۲۵ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۲۶ ب.ظ
    حجت نوشته است

    سلام دوست عزیز، منم شما رو نمی شناسم ولی چون دوست مشترک داریم (وصال)، تا حالا چند باری به وبسایتون سر زدم. ممنون از تبریکت.
    چی چه مزه ای میده؟

  • ۲۶ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۸:۲۵ ق.ظ
    سجاد.م نوشته است

    سلام جمال! اخ ببخشید حجت!! منم مثل بقیه به جامعه بشری تسلیت میگم انشالله غم آخرمون باشه و دیگه غم نبینیم اگه میشد شخصی نظر داد که یه تبریک آبدار واست کنار گذاشته بودم!!!!!
    حالا بعدِ شوخی و جدی, تولدت مبارک.

  • ۲۷ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۸:۲۹ ب.ظ
    یه مهندس نوشته است

    خواهش میکنم. شما لطف داری. این مدل آشنایی از دستاوردهای تکنولوژیه. لنز!

  • ۲۸ فروردین ۱۳۸۹ ساعت ۲:۳۸ ق.ظ
    حجت نوشته است

    @سجاد: ممنون که اینقدر به فکر جامعه بشری هستی. ولی فکر کنم یه کمیشو دیگه داری مبالغه می کنی، چون اگه واقعا به فکر جامعه بشری بود تا حالا صد بار خودتو سر به نیست کرده بودی;)
    و بعد شوخی و جدی، مرسی عزیزم :)

    @یه مهندس: لنز رو تو وبلاگ دوستان عرض کردم، از اونجایی که قورت دادم مزشو نفهمیدم. خودمم دوست دارم بدونم چه مزه ای میده ;)

  • ۲۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۲۶ ب.ظ
    سارا نوشته است

    بچه جون این اعداد و ارقام همش حرفه و الکیه
    فقط
    زندگیت رو زندگی کن
    بوس بوس

  • ۲۱ فروردین ۱۳۹۰ ساعت ۱:۲۲ ب.ظ
    حجت نوشته است

    اگه الکی بود که به این زودی یک سال نمیگذشت!

نظری بدهید

وب سایت شخصی وصال بهروزی » تولدت مبارک